پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
108
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
اينها عيبهايى است كه بر كيمون گرفته شده ، ولى خويهاى ديگر او بسيار پسنديده و ارجدار بود . زيرا در دليرى به پايه ملتياديس رسيده و در دريافت و هوش از ثميستوكليس كمتر نبوده روى هم رفته از هر دوى ايشان دادگرتر و برآزرمتر بود . نيز در كار جنگ و سياست با ايشان همتراز او بوده و در زمينه كارهاى شهريگرى و زندگانى با توده بر آنان برترى بسيار داشت . اين نيكيهاى او هنوز از آغاز جوانيش كه هيچگونه ورزش و آزمايش نداشت پيدا بود . زيرا در آن هنگام كه مادان هجوم به يونان آوردند و ثميستوكليس رهنمايى به مردم آتن مىنمود كه شهر و خانههاى خود را رها كرده ابزارهاى جنگى را برداشته روى به كشتيها بياوردند و با دشمن در دريا در تنگههاى سالامين جنگ نمايند و مردم همگى در برابر اين راهنمايى او خيره گرديده متحير درمانده بودند و اعتماد به آن نمىتوانستند نمود در چنين هنگامى كيمون ديده مىشود كه پيش از همه مردم به كار برخاسته و با چهره گشاده همراه چند تن از دوستان خود يك لگامى در دست به سوى ارك روان است كه آن لگام را به خداى مادينه هديه نمايد و اين براى فهمانيدن آن بود كه ديگر كار از دست سواران بيرون رفته و به دست جنگجويان دريايى افتاده است و از اين جهت او جانسپارى در برابر آن خداى مادينه آشكار مىسازد و آن لگام را هديه مىگزارد . سپس يكى از سپرهايى را كه بر ديوار پرستشگاه آويزان بود برداشته آهنگ بندرگاه نمود و به پيروى او بود كه بسيار ديگران از مردم آتن راه دريا را پيش گرفتند . به گفتهء ايون « 1 » شاعر ، كيمون ديدار بس زيبايى داشت . بدينسان كه بلند بالا و تناور بوده گيسوهاى دراز و پر پيچ خود را به دوش رها مىكرده . و چون در جنگ سالامين داوطلبانه شركت كرده و دليريها نمود شهرت بسيارى در ميان آتنيان يافت و همگى او را نواخته با ديده احترام در او مىنگريستند . نيز كسان بسيارى پيروى او را پذيرفته هميشه اميدوار بودند كه از او كارهاى بزرگى مانند كار پدرش در ماراتون سرخواهد زد و چون سپس دخالت در سياست و كارهاى توده نمود مردم او را به خرسندى و شادمانى پذيرفتند به ويژه كه از دست ثميستوكليس به ستود آمده بودند و در سايه نرمخويى و چابكى و سادگى كه از اين مىديدند و
--> ( 1 ) . Ion